ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1152

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آن كشور مانند عراق و خراسان و ما وراء النهر مستقر بود ، ولى همين كه شهرهاى مزبور رو بويرانى رفت و تمدن و عمران كه از اسرار ايزدى در پديد آمدن دانش و صنايع است از آن سرزمين دور شد دانش هم به كلى از كشور ايران رخت بر بست ، زيرا زندگى باديه‌نشينى بر آن نواحى چيره گرديد و دانش بمردم شهرهاى بزرگى اختصاص يافت كه از تمدن بهرهء وافرى داشتند و هم اكنون هيچ كشورى باندازهء مصر از تمدن بهره‌مند نيست چه اين كشور در اين عصر بمنزلهء مادر جهان و كاخ با عظمت اسلام و سرچشمهء دانشها و صنايع است . و در ما وراء النهر نيز قسمتى از بقاياى تمدن گذشته همچنان وجود دارد و اين تمدن بسبب دولتى است كه در آن سرزمين حكومت مىكند و به همين سبب سهمى از دانش‌ها و صنايع به آن ناحيه اختصاص دارد كه انكار ناپذير است و آنچه ما را به اين امر رهبرى كرده نوشته‌هاى يكى از دانشمندان آن سرزمين است كه تأليفات وى در اين ممالك ( مغرب ) بدست ما رسيده است و او سعد الدين تفتازانى است . ليكن از ديگر ايرانيان پس از امام ابن الخطيب ( فخر رازى ) و نصير الدين طوسى جز وى آثارى مشاهده نكرده‌ايم كه بتوان از لحاظ آخرين حد اصابت بر آنها اعتماد كرد . اين اوضاع را بايد در نظر گرفت و در آنها انديشيد آن وقت شگفتيهائى در احوال مردم مىيابيم . و خدا آنچه بخواهد مىآفريند . [ 1 ] خدايى جز او نيست . [ 2 ]

--> [ 1 - ) ] يَخْلُقُ ما يَشاءُ 5 : 17 س : 5 ( مائده ) آ : 20 آخر فصل در چاپهاى مصر و بيروت پس از آيهء مزبور چنين است : او را شريكى نيست پادشاهى او راست و ستايش ويژهء اوست و او بر هر چيزى تواناست . س : 30 ( الروم ) آ : 49 - بس است ما را و خدا نيكو كارگزاريست . س : 3 ( آل عمران ) آ : 167 [ 2 - ) ] اين جمله فقط در نسخهء خطى « ينى جامع » است .